|
عنوان: بیانهای درباره تئوری حسابداری و پذیرش تئوری (سازمان حسابرسی، نشریه )168. |
|
Title: Statement on Accounting Theory and Theory Acceptance |
تعريف مساله:
در حال حاضر تئوریهای حسابداری متعددی جهت گزارشگری برون سازمانی وجود دارد. اما هیچ یک از این تئوریها به مرحله سیطره بیهمتا در اندیشههای معاصر حسابداری نرسیدهاست. هیچ یک از این رویکردها بیچالش نبودهاست. در واقع یک جریان مستمر نفی و انتقاد تمام این رویکردها را از کسب اکثریت دانشپژوهان تئوری حسابداری بازداشتهاست (ص، 51). در این تحقیق مساله مورد بررسی، چگونگی دستیابی به اتفاق نظر درباره یک رویکرد خاص تدوین تئوری است، درحالیکه این رویکرد بتواند ویژگیهای مختلف استفادهکنندگان و محیط تهیهکنندهاستفاده کننده را در نظر بگیرد.
اهداف:
1. بررسی توان تئوریهای حسابداری موجود در ارائه یک مبنای مناسب برای تعیین محتوای گزارشهای مالی برون سازمانی و حل و فصل جدلهای حسابداری.
2. یافتن گونهای از تئوری که از لحاظ کلیت و فراگیری، تنوع گوناگون مرتبط با محیط حسابداری و استفادهکنندگان از حسابداری را پوشش دهد و بتواند راهگشای سیاستگذاران حسابداری باشد.
3. در صورت عدم دستیابی به هدف 2، سعی در یافتن دلایل ناتوانی جامعه حسابداری در اجماع تئوری (یافتن مشکلی که در مرحله توسعه تئوری، عامل ایجاد اختلاف نظرهای تئوری است).
سوالات:
1. آیا هیچ یک از تئوریهای موجود در عرصه حسابداری آنچنان کامل و فراگیر است تا بتواند از پذیرش همگانی برخوردار بوده و به مباحث بیپایان در مورد اختلاف نظرها خاتمه دهد؟
2. در صورت پاسخ منفی به سوال (1)، دلایل ناتوانی تئوریها چیست؟
فرضیه ها:
الف) فرضیه اصلی
رویکردهای مختلف تئوری حسابدای در مبانی اصلی (از نظر مسائل مطرح شده، مفرضات و روش تحلیل)، تفاوتهای زیادی با هم دارند و نتایج بدست آمده در هر یک از این رویکردها غالباً با یکدیگر ناسازگار است.
هر یک از رویکرها در ارزیابی تئوریها از معیارهای متفاوتی بهره میبرند. این معیارها در غالب فرضیههای فرعی بیان میشوند.
ب) فرضیههای فرعی
1. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که موجب اندازهگیری تغییرات در ارزش واقعی (اقتصادی) سرمایه شوند[1] (رویکرد کلاسیک، مکتب قیاسی-دستوری).
2. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که بتوانند نتایج واقعی فعالیتهای گذشته شرکت را گزارش کنند[2] (رویکرد کلاسیک، مکتب استقرایی).
3. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات مربوطتری[3] شوند (رویکرد کلاسیک، مکتب استقرایی؛ رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
4. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات قابلاتکاتری[4] شوند (رویکرد کلاسیک، مکتب استقرایی؛ رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
5. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات پیشبینیپذیری[5] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
6. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات بموقع بودن[6] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
7. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات بیطرفی[7] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
8. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات قابلیت تائید[8] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
9. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات عاری بودن از سوگیری[9] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
10. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات اهمیت[10] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
11. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات عینیت[11] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
12. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات مقایسهپذیری[12] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
13. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات قابل فهم بودن[13] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
14. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات فزونی منافع بر مخارج[14] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
15. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات ثبات رویه[15] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
16. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به ایجاد اطلاعات محافظهکاری[16] شوند (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، مدلهای تصمیمگیری).
17. واکنش بازار نسبت به اطلاعات حسابداری که بیانگر وجود محتوای اطلاعاتی در دادههای حسابداری است (رویکرد سودمندی در تصمیمگیری، تحقیقات در سطح بازار).
18. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که منجر به بیشینهسازی مطلوبیت مورد انتظار استفادهکننده[17] از اطلاعات حسابداری شوند (رویکرد اقتصاد اطلاعات، وضعیت فردی).
19. آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند منفعت اطلاعات تهیه شده بواسطه آنها بیش از مخارج تهیه اطلاعات باشد[18] (رویکرد اقتصاد اطلاعات، وضعیت گروهی).
یافتهها:
در حال حاضر یک تئوری حسابداری واحد و برخوردار از پذیرش همگانی یافت نمیشود، بلکه تئوریهای متعددی پیشنهاد شده و خواهد شد. با توجه به وجود اختلاف نظر در مبانی اصلی نمیتوان انتظار داشت یک ساختار تئوری قابل پذیرش بیهمتا ارائه شود. دلایل عدم اجماع به قرار زیر است:
1. مشکل عام رابطه تئوری و عمل: در اغلب رویکردهای تئوری حسابداری مسئله اهمیت بیپاسخ ماندهاست. همچنین این رویکردها در هدایت موضوعات عملی نارسایی دارند. مشکل دیگر تئوریها این است که ویژگیهای گوناگون محیط و سیوه برخورد با آنها را به طور کامل مشخص نمیکنند.
2. مشکل تخصیص: مسئله تخصیص ماهیتاً مشکلی لاینحل است و بر اغلب طرحهای گزارشگری برون سازمانی سایه افکندهاست. جدیترین مخالفت با تخصیص به دلیل اختیاری بودن ذاتی بسیاری از آنها است. از اینرو یک راه حل جامع برای انتخاب روش ارجح از بین روشهای مختلف وجود ندارد و ناگزیر باید به عامل اختیار متوسل شد.
3. مشکل استانداردهای دستوری: یکی از خصوصیات بارز استانداردهای دستوری (مانند مربوطبودن، قابل اتکا بودن و ....) پرداختن به ویژگیهای ذاتی ارقام حسابداری است؛ یعنی ویژگیهایی که از ترجیحات شخصی استفادهکنندگان از دادههای حسابداری استخراج نشدهاند. درنتیجه بین استاندارهای دستوری و ترجیحات شخصی تصمیمگیرندگان رابطهی مستقیمی وجود ندارد و این استانداردها نمیتواند جانشین کاملی برای ترجیحات شخصی شده و منجر به بیشینهسازی مطلوبیت وی گردند.
4. مشکل تفسیر تحقیقات رفتار قیمت اوراق بهادار: در مورد این تحقیقات بیشک با دغدغههای سنتی تحقیقات تجربی در مورد اعتبار درونی و اعتبار بیرونی تحقیق مواجه هستیم. همچنین درمورد وجود یک رابطه به عنوان نماد نتایج (محتوای اطلاعاتی) یا تغییر روش حسابداری انتقاداتی وارد است.
5. مشکل ملاحظات هزینه-منفعت در تئوریهای حسابداری: شناسایی و اندازهگیری منافع و هزینههای تئوریهای (روشهای) مختلف حسابداری بسیار مشکل است. بنابراین تا زمانی که وضعیت بدینسان است، دفاع جامع از یک روش حسابداری خاص در برابر روشهای رقیب آن، بر اساس ملاحظات هزینه و منفعت، میسر نخواهد بود.
6. خطر فرض ارجحیت اطلاعات بیشتر بر اطلاعات کمتر: سه دلیل در مخالفت ارجحیت اطلاعات بیشتر بر اطلاعات کمتر (نظریه گسترش دادهها) وجود دارد. (1). ملاحظات روانشناختی، (2). محدودیتهای پردازش اطلاعات توسط انسان و (3). اقتصاد اطلاعات.
[1] سود واقعی مورد نظر این گروه سودی است که با استفاده از یک مبنای ارزیابی واحد (ارزشهای جاری) نیاز همه استفادهکنندگان را تامین میکند.
[2] از این دیدگاه بهای تمام شده تاریخی نسبت به ارزشهای جاری مرجح است زیرا بهای تمام شده تاریخی مربوطتر و قابلاتکاتر است
[3] مربوطبودن: توان اطلاعات برای اتخاذ تصمیمی متفاوت ،کمک به استفاده کنندگان در پیشبینی نتایج رویدادها و تایید یا تعدیل انتظارات پیشین، (FASB, SFAC 2).
[4] قابلاتکا بودن: کیفیت اطمینانبخش مبنی بر این که اطلاعات به صورتی معقول، بدون تعصب و اشتباه است و در بیان آنچه ابراز مینماید صداقت دارد (FASB, SFAC 2).
[5] پیشبینیپذیری: کیفیت اطلاعات که به استفادهکنندگان کمک کند تا آنها احتمال پیشبینی صحیح نتایج رویدادهای گذشته یا حال را افزایش دهند (FASB, SFAC 2).
[6] بموقع بودن: پیش از آنکه اطلاعات توان اثرگذاری خود را بر تصمیمات از دست بدهند در دسترس تصمیمگیرندگان قرار گیرند (FASB, SFAC 2).
[7] بیطرفی: فرد نسبت به نتیجه از پیش تعیین شده دارای تعصب نیست (FASB, SFAC 2)
[8] قابلیت تائید: تواناییهایی که در سایه توافق نظر (اجماع) افرادی به دست آید که مسئول اندازهگیری هستند و حصول اطمینان از اینکه اطلاعات نشان دهنده چیزی هستند که مدعی ارائه آن هستند یا اینکه روش منتخب اندازهگیری بدون اشتباه یا تعصب مورد استفاده قرار گرفتهاست (FASB, SFAC 2).
[9] عاری بودن از سوگیری: توان روش اندازهگیری در ارائه شرحی دقیق از ویژگی موضوع یا رویداد (FASB, SFAC 2).
[10] اهمیت: گنجاندن نوع اطلاعات یا اصلاح آن که احتمال دارد قضاوت شخص معقولی که به این گزارش اعتماد مینماید تغییر کند یا این اطلاعات بتواند بر وی اثر بگذارد (FASB, SFAC 2).
[11] عینیت: تواناییهایی که در سایه توافق نظر (اجماع) افرادی به دست آید که مسئول اندازهگیری هستند (FASB, SFAC 2).
[12] مقایسهپذیری: کیفیت اطلاعاتی که استفادکنندگان را قادر میسازد وجوه تشابه یا تفاوت دو دسته از پدیدههای اقتصادی را شناسایی نماید (FASB, SFAC 2).
[13] قابل فهم بودن: اطلاعات برای استفادهکنندگانی که درک معقولی از فعالیتهای اقتصادی و تجاری دارند قابل فهم باشد (FASB, SFAC 2).
[14] فزونی منافع بر مخارج: منافع حاصل از تهیه اطلاعات بیش از هزینههای آن باشد. با توجه به هزینهها اطلاعات ارزنده باشد (FASB, SFAC 2).
[15] ثبات رویه: کاربرد رویههای همانند حسابداری به وسیله واحد تجاری در دورههای متوالی و همچنین کاربرد رویهها و معیارهای سنجش مشابه برای اقلام ذیربط در صورتهای مالی و احد تجاری طی یک دوره مالی (FASB, SFAC 2).
[16] محافظهکاری: داراییها یا درآمد بیش از حد واقع شناسایی نشده و بدهیها یا هزینه کمتر از حد واقعی شناسایی نشوند (FASB, SFAC 2).
[17] بیشینهسازی مطلوبیت مورد انتظار استفادهکننده از اطلاعات حسابداری از طریق بهبود کیفیت تصمیمات به واسطه فراهم آوردن اطلاعات صورت میگیرد.
[18] یعنی آن دسته از تئوریهای حسابداری مطلوب هستند که باعث تخصیص بهینه منابع در سطح جامعه به شکلی شوند که موجب افزایش رفاه جامعه گردند. در وضعیت گروهی نسبت به وضعیت فردی، آثار بیرونی تصمیمات (اثر تصمیمات یک فرد بر وضعیت سایر افراد) نیز در نظر گرفته میشود.
.: Weblog Themes By Pichak :.
