عنوان: تدوین فرضیه­ای درباره­ی اطلاعات موجود در تاریخچه مالی سازمان، چگونگی کاهش عدم اطمینان و تخصیص منابع.

تعريف مساله:

حسابداري مجموعه کاملاً متنوعي است که با واحدهاي اقتصادي ايستا تفاوت دارد. شخصيت حسابداري در سطح اول با حق انتخاب­ها و گزینه­هاي زيادی روبرو است. مانند روش LIFO در مقابل FIFO و هر دو در مقابل ميانگين براي محاسبه قيمت تمام­شده موجودي کالا؛ محاسبه استهلاک به روش خط مستقيم در مقابل استهلاک به روش نزولي؛ خصوصیات مخزن هزینه و "محرک هزینه" در سيستم هزینه­یابی بر مبناي فعاليت؛ گزارشگري مرکز سود در مقابل مرکز سرمايه­گذاري در سطح قسمت­ها؛ زمان شناسايي بدهي­هاي بالقوه مساله­دار و نظاير آن.

در سطح دوم، با اين واقعيت هم آشنا هستيم که حسابداري در شکل­هاي مختلفی مانند شرکت سهامي، شرکت تضامني، موسسات خدمات شهري، مديريت، ماليات، موسسات غير انتفاعي، درآمد ملي و نظاير آن کاربرد دارد. ما در حسابداری جزئيات مقرراتي را که دائماً در حال تغيير هستند، مشاهده مي­کنيم مانند مقررات FASB، GASB، SEC، CASB، IASB، IRS.

در سطح سوم، مي­دانيم که حسابرسي نقش قاطعي در بيشتر شرايط دارد و در اين مورد هم علاوه بر مقررات دقيق که دائماً در حال تغيير است، با گروه زيادي از گزينه­ها و حق انتخاب­ها مواجه مي­شويم. ريشه همه اين حق انتخاب­ها در اين است که يک شخصيت گزارشگري بايد روش حسابداري خود را فرضاً بر طبق مقررات اجرايي مشخص کند. واحد وضع کننده مقررات بايد سلسله­ای از روش­هاي حسابداري قابل قبول را براي برخي از فعاليت­ها مانند حسابداري فعاليت­هاي تحقيق و توسعه مشخص کند. همچنين به طور نمونه حسابرس بايد بر اساس مقررات حاکم، راهبرد حسابرسي خاصي را تعيين کند.

اين، جايي است که تئوري[1] حسابداري وارد صحنه مي­شود. تئوري حسابداري درباره درک، انجام و بهبود اين انتخاب­ها است. تئوري حسابداري راهنمايي براي رفتار حرفه­اي مسوولانه (اتخاذ تصميم مسوولانه حرفه­اي و معتبر) در زمينه حسابداري است. می­دانیم که اين انتخاب­ها همراه با خطر است زیرا موضوعات زيادي در مورد استاندارهاي گزارشگري مالي وجود دارد که با جهاني شدن بازارهاي مالي همراه است.

بنابراين تئوري حسابداري مربوط به انتخاب­هاي حسابداري است. گرچه راهي که بايد طي شود يکسان نيست ولي اجباراً ابتدا بايد روش کارها طراحي شود. ما به حسابداري به عنوان تامين­کننده اطلاعات نگاه مي­کنيم. بر همين اساس تئوري حسابداري مربوط به انتخاب­هاي حسابداري از ديدگاه اطلاعاتي (کاهش عدم­اطمینان) است.

حسابداری در پی مستندسازی تاریخچه مالی سازمان[2] یا بنگاه مورد نظر است. چه کار مي­کنيم؟ چه کار کرده­ايم؟ مانده منابع و تعهدات پيش روي ما چيست؟ به دليل وجود تعهدی­ها، تدوين تاريخچه مالي بنگاه بسيار سخت است. روش حسابداري نقدي با جريان­های نقدي، مطابقت دارد. بنابراين، ما به سادگي شرح سيستماتيک وقايع نقدي را گردآوري مي­کنيم. اما سيستم حسابداري تعهدي آينده­نگر است و بر فعاليتهاي مورد انتظار آينده اتکا دارد.

در این حالت تاریخچه مالی بنگاه آشکار نیست و همین باعث علاقه به حسابداری می­شود. گزارشگري تاريخچه مالي سازمان به ما امکان کسب اطلاعات در مورد آنچه راجع به سازمان نمي­دانستيم را مي­دهد. بنابراين، اساساً به حسابداري به عنوان ابزاری جهت کسب اطلاعات درباره تاريخچه مالي سازمان، نگاه مي­کنيم[3].

نقش اطلاعات کاهش عدم اطمینان است. اطلاعات به ما چيزي مي­گويد، عدم اطمينان را کم مي­کند. بنابراین از این دیدگاه مسئله مورد بررسی این است که چه اطلاعاتی در تاریخچه مالی سازمان وجود دارد و چگونه این اطلاعات باعث کاهش عدم اطمینان می­شود. همچنین عمل تخصیص منابع توسط تاریخچه مالی چگونه صورت می­گیرد.

اهداف:

1.    تعیین اطلاعاتی که در تاریخچه مالی سازمان وجود دارد.

2.   تعیین چگونگی تخصیص منابع از طریق اطلاعاتی که در تاریخچه مالی سازمان وجود دارد.

سوالات:

1.       نقش (کارکرد) نظریه حسابداری چیست؟

2.      اطلاعاتی که در تاریخچه مالی سازمان (گزارشات مالی) وجود دارد چیست؟

3.     آیا گزارش تاریخچه مالی سازمان کانال انتقال اطلاعات است یا محتوای اطلاعاتی دارد؟

4.     آیا داده­های حسابداری بار اطلاعاتی (محتوا) دارند؟

5.     آیا حسابداری (افعال حسابداری) ارزش را اندازه­گیری می­کند و یا اطلاعات را منتقل می­کند؟

فرضیه ها:

فرضیه:

1.      کارکرد تئوری حسابداری فراهم آوردن توصيفي منسجم از پديده های حسابداری از طریق فشرده سازي (تمرکز بر اثرات رده اول) است (فراهم آوردن اطلاعات است) بدون آنکه دقت زيادي در اين راه از دست برود. تا به این طریق انتخاب­های حسابداری بهبود یابد.

2.      سیستم حسابداری از طریق گزارش تاریخچه مالی سازمان توانایی این را دارد که در مورد آنچه ما راجع به سازمان نمی­دانستیم چیزی به ما بگوید (فراهم آوردن اطلاعات).

3.      علاقه به تاريخچه مالی سازمان علاقه به حل مساله مربوط به تخصيص منابع است (تاريخچه سازمان در برگيرنده اطلاعاتي است که تاکنون مشخص نشده ولي عمل تخصيص منابع را به طور وسيع تفسير مي­کند).

4.      سيستم حسابداري (افعال حسابداری) در طول زمان براي انتقال اطلاعات (ثبت تاريخچه مالي) سازمان طراحي شده است (نظریه اطلاعات).

5.      نتیجه­گیری: هدف حسابداری اندازه­گیری ارزش (نظریه ارزش) نیست زیرا ارزش­های حسابداری و اقتصادی هرگز در یک ردیف قرار ندارند.



[1] تئوری عبارت است از مجموعه دانشی که یک دسته از پدیده­ها را تبیین می­کند یا قصد (ادعای) تببین آن­ها را دارد.

[2] سازمان یا بنگاه، وقایعی (خرید، فروش و ....) است که واقع می­شوند درنتیجه، تاریخچه مالی بنگاه همان افعال حسابداری است که منجر به مستند­سازی وقایع می­شود.

[3] درمورد آنچه باید در تاریخچه مالی سازمان ثبت گردد دو دیدگاه وجود دارد:

·         نظریه ارزش: در نظریه ارزش ایده­آل این است که حسابداری ارزش را اندازه­گیری کند. ايده آل آنست که دارايي به ارزش منصفانه نشان داده شوند و در آمد به ارزش منصفانه و واقعي عمليات اقتصادي مربوط به بکارگيري خاص دارائي ها ارائه شود. به اين طريق تاريخچه سازمان به وسيله مانده­هاي پايان دوره که به خوبي اندازه­گيري شده­اند توضيح داده شده است و همچنين جريان عمليات که تغيير در ارزش يا درآمد را به خوبي اندازه­گيري کرده است، بيان مي شود.

نقد نظریه ارزش: وقتي ساختار بازار از شکل بازار کامل خارج مي شود، نظريه مفهوم ارزش، ناپديد مي شود. در آن موقع قيمتهاي راهنما براي همه فعاليتها در دسترس نيست. در این حالت بازار­های کارآيي که قيمتهاي جاري آن به عنوان شاخص تعيين ارزش قابل­اتکا باشد وجود ندارد. بنابراين راهنماي مستقل ارزش­گذاري براي حسابداري وجود ندارد. "اگر هدف، ارزش گذاري باشد، حسابداري در جهان موفقيت نداشته است". ارزش­هاي حسابداري و اقتصادي هرگز در يک رديف قرار ندارند.

·         نظريه اطلاعات: در نظریه اطلاعات حسابداري براي فراهم آوردن اطلاعات طراحي شده است. طبق این نظریه حسابداري به عنوان استفاده از زبان و محاسبات تعيين ارزش به منظور انتقال اطلاعات مطرح می­شود.

تفاوت دو ديدگاه نظریه ارزش و نظریه اطلاعات لطيف ولي ژرف است. نظريه " اندازه گيري ارزش" بر اهميت يک سيستم اندازه گيري رسمي تاکيد دارد که ارزش را خوب اندازه گيري مي کند. نظريه "محتواي اطلاعات" بر اهميت يک سيستم اندازه گيري رسمي تاکيد مي کند که اطلاعات را به خوبي منتقل مي­کند.



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ | 17:33 | نویسنده : جواد نصرالهی |